خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی...

یکی دیگر هستم . خودم هم بعضی وقتا...

خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی...

یکی دیگر هستم . خودم هم بعضی وقتا...

لوگوی یکی دیگر

خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی...

..

.اینجا محل بیکاری نوشت های من است . ایا همین کافی نیست که ایمان بیاوریم؟؟؟

**درباره ی من رو نیگاه کنید.***


اگه حوصله نظر دادن ندارید با اون فلش قرمزا زیر مطالب میزان بد بودن مطالب را گوشزد نمایید.

باتشکرات مربوطه، روابط عمومی وبلاگ yekidigar.blog.ir

لوگوی یکی دیگر

آنتراک

يكشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۶، ۰۳:۳۴ ب.ظ

درستش این بود  بین روز آخر تابستون و اول مهر یه هفته آنتراک میدادن

+کاش سعدی زنگ میزد در وصف این گرفتی حال و احوال چیزی برامون میخوند ، در میومدیم..


+سیمرغ از خاکستر بلند میشد، ما باید بین اینهمه کثافت بلند شیم
+ آهنگ "انجام وظیفه" هیچکس رو بعد از خیلی وقت گوش دادیم بسیار خوش گذشت که طبیعتا توان روحیم در حال حاضر اونقدر نیست که لینک دانلودشو براتون بذارم ینجا پس عذر منو پذیرا باشید لطفا

+چیزی ندارم در مورد محرم بگم فقط خدا آخر و عاقبتمونو بخیر کنه...

دانشگاه ازاد چخبرشه اینهمه شهریه میگیره ؟!

شنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۶، ۱۱:۱۱ ق.ظ

یک میلیون و اندی پول هزینه" شهریه ثابت" کاردانی به  کارشناسی؟ شهریه ثابت یعنی همینجوری باید بدی تا بذارن انتخاب واحد کنی !!
بعدش تازه میرم توی "شهریه متغیر "که هر واحدی میگیریم بستگی به عملی یا تئوری بودنش حدودا بین پنجاه تا صد تومن میشه و ما هر ترم معمولا 20 واحد میگیریم" است."



و در نهایت توجه شما رو به این نکته جلب میکنم که حقوق کارگرا معمولا ماهانه حدود یک میلیون میباشد "است" و شما خود پیدا کنید پرتقال فروش را..

geting lonely geting old can you feel me?

يكشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۶، ۰۳:۳۲ ب.ظ
بخدا یه ون ( از این فولوکس واگن قدیمیا) میگیرم کل دنیا رو باش مسافرت میکنم.:((

فقط به خاطر اینکه این فیلد نمیتواند خالی باشد

يكشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۳۹ ب.ظ
تنهایی و دیگر هیچ.

الان دلمردگی ها رو زسر بیرون کردم فقط..

چهارشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۶، ۱۲:۱۱ ب.ظ

فقط مونده ساز دهنی یاد بگیرم  :) و صد البته یه سری فانتزی های دیگه هم دارم که به امید خدا و یاری چرخ گردون و این داستانا اونا رو هم انجام بدم دیگه همه چی حله که اگه انجام شدن حتما تو جریان قرارتون میدم :))  (ساز دهنی یه جلسه رفتم، جلسه بعدی هم پنجشنبه ساعت 9 شب واقع در کافه مون به آدرس اینستاگرامی @cafe_mooon برگزار خواهد شد از تمامی علاقمندان دعوت میشه جهت دیدن  تمرین اینجانب بیان به کافه است.  +اعتماد بنفسم هم اره :))" )


و اینکه ملالی نیست جز دوری شما وبلاگ نویسای عزیز دلم که "به دلم مونده یه بار دور هم جمع بشیم ، هرجا و هر موقع که بگین" :((


+دلا بگریز از این خانه که دلگیر است و ویرانه / به گلزاری و ایوانی که فرشش آسمان باشد ..

مولانا"

میروم دلمردگی ها را ز سر بیرون کنم*

چهارشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۳۸ ب.ظ

بخدا قسم اگه خودم هم بدونم دارم چیکار میکنم !

اصن یه اوضاعی شده ، میرم بدنسازی ظهرا :)) / موتور خریدم با موتور میرم لامصب وقتی تو راه دارم میرم انگار تو صورتم سشوار روشن کردن :)))

+ ورزش برای اعتیاد مضر است. :)

+رضا با کرمی و سامان رفتن همدان ، بخاطر کار نتونستم باشون برم :( جام هم خالی...... . (جای خالی را فعل مناسب پر کنید ) :)


+ راستی سلام



*گر فلک با من نسازد چرخ را وارون کنم . ( یه آهنگه از داریوش )

نه ، جدی اگه سکوت کنه چی؟

چهارشنبه, ۱۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۵۲ ب.ظ

یروز میرم بش میگم : عاشق شده ام بر تو، تدبیر چه فرمایی/ از راه صلاح آیم یا از در رسوایی؟؟؟؟؟


پیش خودش میگه : جواب ابلهان خاموشیست :)


:|



+یاد رایو چهرازی افتادم اونجاش که میگه :  "یروز رفتیم دمش، بش گفتیم ببخشید چته ؟" " گفت:ها ؟چی شده ؟ چی ؟ با منی؟ ...

ما در هر صورت به موفقیت میرسیم فقط اونایی که راهمونو دورتر میکنن میکنن ای کاش میفهمیدن که ما فقط بعضی وقتا دلمون میگیره که ای کاش زودتر میرسیدیم ...
"یکی دیگر " :)



+سجاده نشین با وقاری بودم/ بازیچه کودکان کویم کردی..

"مولانا"

آی عشق آی عشق، چهره ی آبیت پیدا نیست ...

شنبه, ۱۴ مرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۳۹ ب.ظ

"دارم آدم میشم ، تو هم حوا شو ، سیب دوست معده است ، هر روز صبح یدونه سیب بیار با هم میخوریم و بهشت دوباره مال ماست.."


+همه لرزش دست و دلم از آن بود


که عشق پناهی گردد

پروازی نه

گریزگاهی گردد.

آی عشق آی عشق

چهره ی آبیت پیدا نیست ...

"شاملو

کی بریم سرگردون؟

جمعه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۶، ۰۴:۱۲ ب.ظ

ادیو چهرازی : اپیزود چهاردهم


... + چرا سرگردونی؟ - سرگردون؟ خیره شدم. + به چی؟ - خیره‌م. نگو هیچی. + باشه نمی‌گم. هنوز نگات نکرده؟ - می‌کنه. وایسا همین‌جا. + جمشید جانم، تو چرا این‌قد دیوونه‌ای؟ نمی‌کنه بابا. - این بود هیچی نگفتن‌ات؟ می‌گم می‌کنه دیگه. باید صبر کنی. + صبر می‌کنیم خب. تا کی حالا؟ - معلوم نمی‌کنه؛ بعضیا زود، بعضیا یه‌عمر طول می‌دن تا نگات کنن. اما همه بالاخره نگا می‌کنن. + یعنی می‌گی یه‌عمر وایسیم این‌جا؟ - نه بابا، الاناس دیگه نگا کنه. + حالا گناه من چیه باید یه‌عمر وایسم؟ - گناه نیست، دوستمی. مال تو هم بود من وامیسّادم. + مال من که اصن یادم نیس کِی بود، کی بود. - بعد به من می‌گی دیوونه. + حبیب حالا خودمونیم. - خودمونیم، ولی در عین‌حال دلبرم هست. اونم بگو! + همون. این‌که گاهی نگات می‌کنه بالاخره. این‌جا معطل چی وایسادی؟ - نه. کی نگا می‌کنه؟ + باو تو راهرو، سلام وُ احوال‌پرسی، وقت ناهاری، هواخوری، هفته‌ای یه‌بار یه نگاهی می‌کنه. خودم دیدم. - آها اونا رُ می‌گی؟ + آره، اونا. - من اونا رُ نمی‌گم. + ینی تا کی باید وایسیم؟ - بهش گفتم می‌شه بنگری؟ گفت بفرما. گفتم از اونا که بقیه رُ می‌نگری نه، می‌شه دلبرانه بنگری؟ گفت برو بابا. رفت با یارو جدیدیه. + از کی این‌جا وایسادی؟ - صپّ زود. + حالا اومدیم وُ نکرد. - می‌کنه. وایسم می‌کنه. امید داریم. + حالا که سخت داره یارو جدیدیه رُ می‌نگره. - خب یه‌هو دیدی وسطش خواست این‌جا رُ بنگره، باس باشیم دیگه. + اگه بنگره هم باز از اوناست. - اونا هم خوبه. اما شایدم خوبش کرد. دلبرانه‌ش کرد. - واسه همینه سرگردونی؟ - می‌گم خیره شدم. نگو هیچی یه‌دیقه. + کی می‌ریم سرگردون؟ - حرف مفت نزن. حالم خوبه. + حالا اگه یه‌هو کرد چی؟ اگه دلبرانه نگریست چی؟ نقشه‌ت چیه؟ - یه‌دیقه این‌جا هفت‌آسمانُ می‌درم برمی‌گردم. + آخ آخ بعدش‌م دوباره وامیسّیم؟ - جمشید جدیدیه داره می‌ره. نیگا. + کجا می‌ره؟ - نمی‌دونم. دارن خدافظی می‌کنن. + خدافظی نیست دیوونه. بیا این‌ور یه‌دیقه، نمی‌خواد نگا کنی. - ایناها بابا، دارن روبوسی می‌کنن. + بیا. بیا بیشین این‌جا. - سیگار داری؟ + یه‌کم استراحت کن، بعد دوباره برو. - آره از صبح یه‌لنگه‌پا وایسادم. + گفتم بهت. - بابا جمشید بالاخره نیگام می‌کنه. + کور بودی الان؟ ندیدی؟ باز هی نیگام می‌کنه، نیگام می‌کنه. - چی رُ ندیدم؟ + هیچی. می‌گم... آره به‌نظر منم بالاخره نیگا می‌کنه. - پاشیم خب. + حالا اینُ بکشیم، بعد. - آخ آخ جمشید، رفت. + کی رفت؟ - دلبر رفته بابا. نیست. دیدی گفتم. + چی گفتی؟ - گفتم که یه‌هو نگا می‌کنه، من نباشم فک می‌کنه از صبح نبودم. + حبیب بیا بشین، فکری نمی‌کنه. - می‌کنه. + جون هردومون، اصن هیچ‌فکری نمی‌کنه. - می‌کنه. سیگار داری؟ + اگه می‌کرد، کرده بود تا الان. - بابا بعضیا بیش‌تر طول می‌دن. تقصیر تو شد. + دیوونه‌ایا. - بس که نمی‌نگره. + خب خسته شو. - خسته‌شم که بشم عین تو؟ که یادت نمی‌آد. + آخه این‌طوری به چه‌دردی می‌خوره؟ - به این درد که یادمه؛ صبح که پا می‌شم، تا شب یادمه. + حالا که رفته، باز باید وایسیم؟ - تو برو من یه‌دیقه این‌جا چیز دارم. + سرگردونی؟ - سرگردون؟ خیره شدم به آفاق مغربی. تو چی می‌دونی.


دل‌مون تنگه. تو بیا. مگه نگفتی سر می‌زنی؟ تابستون کش می‌آد تا می‌تونه. خیلی تنگه. با این‌که حتا پاییزم نیست. من دیوونه‌م؛ درست! اما من نکردم. نفهمیدم چی شد به‌خدا. خیلی فکر می‌کنیم مگه ما چی‌کار کردیم که می‌گن دیوونه‌س. قیافه‌مون شبیه پدرزن ونگوک شده: دستان زیر چانه، با کلاه، نگاه غم‌آلود. بیا گل‌خونه کن، ایام سرده وسط این‌همه تابستون قلب‌الاسد. یادمون رفته دی‌گه اون های‌وُهوی و نعره‌ی مستانه‌مون. چند وقتیه دی‌گه کسی دندونامون رُ ندیده. قدیما بیش‌از این اندیشه‌ی عشاق می‌کردی. چند وقتیه خسیس شدی. یه‌هو شدی. رفتی دی‌گه سر نزدی. انگار یادت ما رُ رفته باشه. ما اما هنوزم از یادت کم نکردیم. نباش خسیس، تو بیا. من دیوونه‌م؛ درست. ولی مگه تواَم دیوونه نبودی؟ مگه همیشه سر نمی‌زدی؟ ما هنوزم خیال‌مون جمعه، آخه قرارمون همینه. می‌زنه بارونا عاقبت. نگرانی این‌همه نیم‌روز ِ تفته می‌گذره. امید داریم. گیریم ته دل‌مون گاهی یه‌ذره هول می‌کنیم: نکنه به‌عمرمون قد نده. هی می‌خوایم بگیم: بابا نکن هدر، تو بیا. آخرش که می‌آی، حتا روزی که ما دی‌گه نباشیم. خب حالا زودتر بیا. نگا، به‌خدا شاید دی‌گه هرگز چیزی نسرودیما. دیروقتیه نشستیم منتظر اومدن‌ات. بیم است کو یه‌هو دی‌گه برنخیزد از رخوت بدن. بیا او را صدا بزن. واسه ما زشته این‌همه لابه‌التماس. جلو دیوونه‌ها کلی پُز دادیم. گفتیم می‌آی. زمین نمی‌ندازی‌مون. دیروقتیه موندیم روو زمین. کجا پیدات کنیم؟ یه‌بارم تو بیا، بی‌که ما بگردیم. جان ما ممکنه درفزاید، اما از حسن شما کم نمی‌شه. باشه، بگو من دیوونه‌م. اصن کی خواست عادی باشه؟ هیچ‌وقت. حیفه آخه این‌همه دور. کی گفته دور؟ تنگه دل‌مون. تو بیا. چشم‌مون چند وقتیه به دره؛ اگه بدونی.




+منبع: http://www.1-g.org/2015/07/blog-post_36.html