خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی...

یکی دیگر هستم . خودم هم بعضی وقتا...

خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی...

یکی دیگر هستم . خودم هم بعضی وقتا...

لوگوی یکی دیگر

خدایا هیچ عاقل را مبادا بخت بد روزی...

..

.اینجا محل بیکاری نوشت های من است . ایا همین کافی نیست که ایمان بیاوریم؟؟؟

**درباره ی من رو نیگاه کنید.***


اگه حوصله نظر دادن ندارید با اون فلش قرمزا زیر مطالب میزان بد بودن مطالب را گوشزد نمایید.

باتشکرات مربوطه، روابط عمومی وبلاگ yekidigar.blog.ir

لوگوی یکی دیگر

۲۱ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۵ ثبت شده است

یکی بیاد یه شعر تازه تر بگه..

پنجشنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ب.ظ
کرم خوردست دندان های زندگیم را ،دارد زنده زنده میبلعد ،هضم میکند مان..

تر

پنجشنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۲:۳۱ ق.ظ

از عاشقی نوشتن آسان است

از عشق نترسیدن آسانتر

انچه میدهد ازارم فراوان است

انچه میکند مستم فراوان تر

غیر از اینه؟

چهارشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۰:۲۵ ب.ظ
ایران تنها کشوریه که هم مدافع حرم میفرسته  ازش برا داعش هم نیرو میره. یعنی روشن فکری تا کجا؟  ازادی بیان تا کجا؟

یکی

چهارشنبه, ۲۲ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۴:۵۰ ب.ظ
من کار ندارم.کسی که نماز نمیخونه نشون دهنده ی جهله یا نه ولی به خاطر اینکه نماز اول وقت دیر نشه نذاری طرف کارش تو دستشویی تموم بشه و عین عجل معلق هی بگی بیا بیرون دیگه واقعا جهل هست... . بر مردم ازار لعنت حتی :-)

اندر حکایت بلاهت

سه شنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۵:۱۵ ب.ظ

-اون     :اگه هر روز همه اینا رو تمیز کنی دیگه کثیف نمیشه

-  من     : سکوت

قال مولانا:

يكشنبه, ۱۹ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۳:۱۰ ب.ظ
گاو را رنگ از برون و مرد را/ از درون جورنگ سرخ و زرد را

+
هیچی ، فقط میخواستم بگم شما حواست به خوشگلیت باشه، معنویت مال آدماس.....

ّّّّپ.ن: به خودتون نگیرین معلومه با کیام :|

میخوریم ,میکشیم, میرویم...

جمعه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۵:۲۶ ب.ظ

گاهی میرویم به باغ سیر میخوریم , گاهی سیگار میکشیم, گاهی هم محض تفریح میرویم به سیگار بدون سیر.

-پیدا کنید سیگار فروش را . البته قبلنا پرتقال فروش بودا حالا تصمیم گرفته درآمدشو افزایش بده :-)

گمشده ها دارم...

پنجشنبه, ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۰۴:۵۸ ب.ظ
گمشده ای در میان اخبار و افراد مشهور و معروف و من و تو و جم و جام و نام و حرف مفت و فلانی اینو گفت و دنیا و جهان و بخت و طلا و تل و ترانه و قلی و... . دیگر پیدا نمیشود

نذارین ازتون سرد شن

سه شنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۱:۰۶ ب.ظ

نذار سرد شه چایی داغ کمر باریک لبریز..

نذار سرد شن دستای این مطرب شب خیز

نذار سرد شی ؛ بیفتی از چشم زندگی ، بیفته از چشمت زندگی

نذار سرد  شم ، نذار درد شم ،  نذار زمین آخرین پیکو هم بریز



+ پیکو = پیک رو

++++ دوست دارم واقعا نظرتونو بدونم . اگه بد بود بگیییییینننننننننننننننننننننننننننننننننننن

+شعر وزن ندارد خودم میدونم . خیلی وقته وزن  دار نگفتم ..


تصحیح :  نگذار سرد  شود  فنجان لبریز کمر باریکی از چای که منم.


پ.ن: دو روز بعد از گذاشتن پست ، تصحیح دوبیتی بالا در یک بیت وزن  دار :))). خودم که حال کردم

حکایت کیسه حمامی که عمم درست کرده..

سه شنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۵، ۱۲:۴۳ ب.ظ
یعنی شمع تولد 21 سالگیمو که فوت کردم هم نمیخواستم قبول کنم که بزرگ شدم تا  وقتی که از  خوابگاه اومدم خونه

و دیدم کیسه ی حمام برا دستم کوچیک شده..

+ من رهنمایی بودم این کیسه رو داد بهمون . نمیدونم چرا خراب نمیشه !